خاطرات کمر شکن
قاضي شيرزاد متهم به تجاوز جنسي و رشوه خواري است و مردم شهر دايكندي كه قاضي شيرزاد , در دادگاه آن مشغول به كار بوده است , مي گويند حكومت مركزي صداي آنان را نمي شنود و اكنون خود آن ها بايد دست بكار شوند.
قاضي شيرزاد رئيس دادگاه شهري دايكندي بعد از كتك خوردن از مردم
مردم سه روز قبل از حمله به دادگاه شهري دايكندي در افغانستان , تجاوز جنسي و رشوه گيري قاضي شيرزاد , قاضي دادگاه شهر دايكندي را به مقامات امنيتي گزارش كرده بودند اما وقتي با بي تفاوتي مقامات امنيتي مواجه شدند اقدام به محاكمه قاضي خاطي به دست خودشان كردند. مردم مي گويند ديگر نمي توانند به دولت اعتماد كنند زيرا چندين بار چنين حوادثي اتفاق افتاده است كه دولت تعهد داد كه جنايت كاران و رشوه گيران دولتي را به سزاي عملشان برساند اما تا هنوز سه مورد از چنين تجاوزات و كلاهبرداري ها با فراري دادن متهم به پايان رسيده است.
يكشنبه 5 آوريل 2009
منبع : سايت كابل پرس
صدها نفر از مخالفان و موافقان قانون احوال شخصيه اهل تشيع، در كابل، پايتخت افغانستان دست به راه پيمايي گسترده اي زدند.
اين تظاهرات در برابر ساختمان مدرسه خاتم النبيين، مدرسه اي كه از سوي آيت الله آصف محسني، از روحانيون شيعه ساخته شده، راه اندازي شد.
آقاي محسني از طرفداران و تهيه كنندگان پيش نويس قانون احوال شخصيه اهل تشيع است كه اخيرا به تلاشها براي بازنگري برخي مواد اين قانون، اعتراض كرد.
يكي از ماده هاي اين قانون به مردان حق داده تا مانع بيرون رفتن زنان از خانه شوند و ماده ديگر نيز زنان را مكلف كرده تا از خواسته هاي "جنسي" شوهرانشان اطاعت كنند.
فعالان حقوق زنان باور دارند اين قانون - كه هنوز رسما به چاپ نرسيده - آزادي هاي زنان را سلب كرده و زمينه را براي نقض حقوق زنان هموار خواهد كرد.
برخي از اعضاي پارلمان افغانستان نيز مي گويند در تصويب اين قانون در مجلس نمايندگان، "بيش از حد عجله" شد و حتي مواد اين قانون در زمان تصويب، با صداي بلند خوانده نشد.
شينكي كروخيل، يك عضو مجلس نمايندگان افغانستان مي گويد: "اين يكي از بدترين قوانيني است كه از سوي پارلمان تصويب شده و كاملا در تضاد با حقوق زنان قرار دارد. اين قانون زنان را بيشتر آسيب پذير خواهد كرد."
در ماده صد و سي و دوم قانون "احوال شخصيه اهل تشيع" چنين آمده است: "بر زن واجب است تا در صورت تمايل مرد به استمتاعات جنسي، از او تمكين كند. مرد مكلف است كه بيشتر از چهار ماه بدون اجازه زوجه (زن) خود نزديكي با او را به تاخير نياندازد."
اين فقره مي افزايد: "زوج (شوهر) مكلف است در غير ايام سفر، حداقل از هر چهار شب، يك شب با زوجه (زن) اش در فراش واحد بيتوته كند، مگر اينكه براي يكي از زوجين مضر و يا يكي از آنها مبتلا به مرضي مقاربتي باشند."
در فقره چهارم ماده صد و سي و سوم اين قانون آمده است: "زوجه (زن) بدون اذن زوج (شوهر) نمي تواند از منزل بيرون شود، مگر اينكه عسر و حرج يا مشقت داشته باشد كه به مقدار دفع عسر و حرج يا مشقت بدون اذن شوهر مي تواند بيرون برود و در صورت اختلاف، محكمه حكم كند."
با اين حال، برخي از اعضاي پارلمان افغانستان در همان زمان، تلاش كردند تغييراتي را در اين قانون وارد كنند
ادامه مطلب..
جلسه محاکمه عشق بود
و قاضی عقل
و عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود
یعنی فراموشی
قلب تقاضای عفو عشق را داشت
ولی همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع کرد به طرفداری از عشق
اهای چشم مگر تو نبودی که هر روز ارزوی دیدن اونو داشتی
ای گوش مگر تو نبودی که در ارزوش شنیدن صداش بودی
یا تو ای لب مگر تو نبودی که در اتش بوسه زدن به او میسوختی
و شماپاها که همیشه اماده رفتن به سویش بودید
حالا چرا اینچنین با او مخالفید
همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :دیدی قلب همه از عشق بیزارند
ولی من متحیرم که با وجودی که عشق بیشتر از همه تو را ازرده
چرا هنوز از او حمایت میکنی
قلب نالید:که من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود
و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کارثانیهقبل را تکرار میکند
و فقط با عشق میتوانم یک قلب واقعی باشم
پس من همیشه از او حمایت خواهم کرد حتی اگر نابود شوم...
تنهایی زیباترین کلام
تصاويري از بيرون كردن اتباع افغاني از شيراز
ايا خدايي هم وجود دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟اسلام مرز ندارديعني اين؟؟؟؟؟؟خداياميگن عادلي پس كواين عدالت؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دخترا
بيچار
بيچار
ه دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره!
اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه!
اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!
اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه!![]()
اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود!![]()
اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار!
اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! ![]()
اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه!![]()
اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره!
اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه !
اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد مي خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بميره خوبه؟![]()
کلا تطیل!![]()
![]()
![]()
![]()
دوست دارم وقت مردنم چشمانم را باز بگذارید![]()
تا همه بدانند چشم انتظار از این دنیا رفتم![]()
دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند
دست خالی از این دنیا رفتم
مرا در تابوت سیاه بگذارید تا همه بدانند ![]()
هرچه سیاه بختی بود من کشیدم
قالب یخی بر سر مزارم بگذارید ![]()
تا با اولین طلوع خورشید به جای یارم یر سر مزارم آب شود![]()
عشق ![]()
نظر دادن دگرگون شدن؟!
عشق را هيچگاه در قفس نكن
، زندانياش نكن،
به قالبش نريز و به آن،
شكل و صورت نده؛
هيچ برچسبي بر آن نچسبان؛ هرگز!![]()
فقط بگذار عشق رايحهاي باشد؛ ناپيدا و رها.
آنگاه، عشق فرصت مييابد
تا تو را بر بالهاي خويش بنشاند
و به فراسو ببرد.![]()

![]()
عشق ![]()
![]()
عزيزترين ، مهربانترين !
در كدامين فصل مرا به فراموشي سپردي ؟![]()
به كدامين راهزن، بار سفرمان را بخشيدي ؟
به كدامين رهگذر تازه ، مرا فروختي ؟
من؛ از فصل برگريزان نيامده بودم!
من؛ از شاخه هاي درختان بي برگ،![]()
از اندوه دلتنگي يك روز از ![]()
كمين خورشيد پشت ابرها نيامده بودم.![]()

?!![]()
حتی یک سکه هم خرج نکن اگر.....!
مرد ثروتمندی از دنیا رفت و تمام ثروت خود را به تنها پسرش که هیچ فن و مهارتی نمی دانست به ارث گذاشت. این پسر جوان که خام و ناپخته بود مغرور از ثروت باد آورده پدر در دهکده شیوانا قدم می زد و به جوانان و پیران دهکده فخر می فروخت.
روزی شیوانا و چندین نفر از شاگردانش مشغول درست کردن حمام دهکده بودند. چند نفری مخزن آب گرم را درست می کردند و عده ای مجرای فاضلاب و خلاصه هرکدام به کاری مشغول بودند. پسر پولدار از آنجا می گذشت. با غرور نگاهی به شاگردان مدرسه که جوان و هم سن و سالش بودند انداختد و با خنده ای تمسخر آمیز گفت:" می بینم که به خاطر رضای خدا و مجانی این همه زحمت می کشید و آخر سر هم همان آش مدرسه نصیبتان می شود. من آنقدر ثروت دارم که می توانم تا پایان کار هر دقیقه یک سکه جلوی شما بیاندازم و اصلا هم فقیر نشوم
![]()